English
به انجمن حامی خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود

اخبار

چه بسیار از ستاره های که باما هم آوا می شوند.

 

 نهشب،نه روز، در ماواء کهکشان باسبدی ستاره از محبت سراغت را می گیرم

تک تک ستاره ها با گفتن اکشن تو،سراغاز نور می شوند.
از یک شروع می کنیم،تو می گوی به چشم های هم خیره شوید و چه بسیار از ستاره های که باما هم آوا می شوند،فراتر از یک می رویم،چشم ها گم می شوند در هیاهوی سکوت من وما،
به دست هایمان گره بی نهایت می زنیم،فاتح های قله اتحاد ،بازیگر نقش های گلی می شوند
چه زیبا من وما،نسیم خنک هوای بهاری برای قاصدک های خوش خبر دست آن کودک دیروز می شویمـ......
مجسمه ها با نقش هایشان درد دل می کنند،یکی از گل های حرف می زند که در اوج زیبای مرا به لبه ی پرتگاه می کشانند،و دیگری از جامعه ای که معلول را گدا می پندارند
وچه بسیار از شنیدن های که نادیده می گیریم
ما ناخواسته بازیگر دنیا شده ایم،ولی خواسته باید تصمیم کبری گرفت و بادستی پر از ستاره در روز اکران فیلم به کارگردان کهکشان زندگیمان لبخند بزنیم....
جا داره اینجا از تمام کسانی که در کارگاه مشارکتی صبور بودند به نوبه خودم تشکر کنم،مخصوصا خانم شریفی عزیز که واقعا زحمت این مسؤلیت سنگین و جانانه به دوش کشیدند......
کارگاه تاتر مشارکتی
ریحانه عبدالله پور کتابدار کوله ورگیل

سردشت  آذربایجان غربی

۲۷ مرداد ۱۳۹۶ ۲۱:۵۲
تعداد کلیک: ۵۴

نظرات بینندگان

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده: *
پست الکترونیک:  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500  


کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به انجمن حامی می‌باشد.